بشنو
فهرست مثنویchevron_leftدفتر اولchevron_leftپادشاه جهودchevron_leftقصه دیدن خلیفه لیلی را
زمان اکنون
زودتر
سرپرستش
سایه خداوند
سایه خداوند
ـسرپرستش
ـزودتر
ـزمان اکنون
ـ
مولانا میگوید تو نیاز به دایهای داری، باید سایه یزدان را دایه خودت بگیری و این دایه است که میتواند تو را «از خیال و سایه» وارَهاند و این دایه را «سایه یزدان» مینامد و او را «بندهٔ خدا» مینامد و او کسی است که «مرده او زین عالم و زندهٔ خدا» شده است. این شخص را چگونه پیدا کنیم؟! چگونه سایه یزدان را پیدا کنیم و در تحت سرپرستی او از «خیال و سایه» رها شویم؟
میبینی که راه حل یک آدم است! یک موجود حیّ است، او بندهٔ خدا است.
راه یک شخص است همانگونه که هر مکتب و راه و روش یا هر کتاب آسمانی را هم یک شخص برای تو تبیین میکند. خوب شد که فهمیدیم باید برویم و یک «بندهٔ خدا» را پیدا کنیم و «بندهٔ خدا» را هم بلافاصله مولانا برای ما تعریف میکند که: «مرده او زین عالم و زندهٔ خدا» شده است. برو و چنین شخصی را پیدا کن که زنده حق باشد و مرده این عالم باشد!
همانگونه که آن مرغ آسمان سایهای در زمین دارد، یزدان هم سایه یا سایههایی در زمین دارد و برو و یکی از این سایهها را پیدا کن و از طریق این سایه «آفتاب را بیاب» و «دامن شه شمس تبریزی بتاب» و تا انتهای این بخش را بخوانی مولانا به تو خواهد گفت که: «خاکشو مردان حق را زیر پا» و خواهد […]
مولانا به ما میگوید زودتر «دامن او گیر» تا «رهی در دامن آخر زمان» و «آخر زمان» در اینجا به چه معنی است؟ آیا «آخر زمان» آخرهای زمان دنیا را میگویند که مطابق اعتقاد بسیاری مذاهب و مکاتب آن «منجی آخر زمان» ظهور خواهند کرد؟ یا منظور از آخر زمان مطابق اعتقاد قدما هزاره هفتم از عمر نوع بشر است که در آن پیامبر اسلام که درود و سلام خدا بر او باد ظهور کردند ؟