بشنو

شرح و تفسیر

این صفحه شرح و تفسیر محتویات مثنوی با امکان انتخاب بخش‌ها یا تفاسیر مختلف می‌باشد

  • فهرست مثنوی

  • انتخاب موضوع

  • انتخاب محتویات

عنوان شعر
عنوان شعر
آدرس سایت
دیو:

شیطان، جن

ـ

دیو در اشعار مولانا اشاره به شیاطین یا جنیان دارد

 

تخم نسل:

اسپرم

ـ
تخمی که باعث بقاء نسل است
ضعفِ سَر:

ضعف و درد سَر

ـ
تَن پلید:

تَن ناپاک، تن نَجس

ـ

فارسی روان

star_border star_border star_border

دیو را چون حور بیند او به خواب

سایت شمس دین

در تعریف «خفته» و انسان خواب بودیم که رسیدیم به اینجا که خفته کسی است که او با هر خیال مَقال و گفتگو دارد و خفته آن باشد که او با هر خیال اومید دارد و آن خیال را جدی می‌پندارد و با هر خیال مَقال و گفتگو دارد و این شاید یک مثال باشد از کسی که با هر خیال اومید دارد که «دیو را چون حور بیند او به خواب» و از روی شهوت  «ریزد او با دیو آب» و «چون که تخم نسل را در شوره ریخت» و چون که عشق بازی او در خواب تمام شد و تخم نسل یا همان مایه‌ای که در آن تخم نسل و مایه بقاء نسل هست را در شوره‌زاری ریخته است که در واقع دیو بود ولی در خواب برای او چون حوری جلوه کرده بود، «او به خویش آمد» و «آن خیال از وی گریخت!»

پس از این ماجرا و پس از بیدار شدن شخص «ضعفِ سَر» و «پلیدیِ تَن» برای او مانده است! و این یک مثال است از انسانی که در واقع در خواب است و در عالم وَهم و خیال زیست می‌کند. البته برای اینکه مفهوم این ابیات را درست و بهتر درک کنیم باید در مورد «عالم خیال» و «وَهم»‌ بیشتر بدانیم و در خصوص شیاطین و اینکه ایشان چگونه در عالم خیال در انسان نفوذ می‌کنند بیشتر بخوانیم و بدانیم.

بسیار خلاصه و مختصر اینکه آنچه در عرفان اسلامی و به خصوص در آثار «ابن عربی» در خصوص شیاطین و جنیان می‌دانیم این است که شیاطین خودشان از جنس خیال و وَهم هستند و در وَهم و خیال انسان نفوذ می‌کنند و می‌توانند باعث تغییر ادراک در انسان باشند. شیطان استاد تزئین کردن و استاد بدل سازی است. چیزی را برای تو پدید می‌کند که در واقع ناپدید است و همچنین می‌تواند چیزی را برای تو ناپدید کند که از هر پدیدی پدیدتر و آشکار تر است!

ای عزیز این را بدان که بسیار پیش آمده است و پیش خواهد آمد که من و تو حقیقتی چنان آشکار را جلوی چشم خود نبینیم! گویی کسی جلوی چشم تو را گرفته است و انگشت خود را در گوش تو فرو کرده است که آن صدا را نشنوی و آن منظره‌ای که در جلوی چشم تو پدیدار است را نبینی! بله شیطان می‌تواند پدید را ناپدید کند و ناپدید را پدید کند!

و ما دنبال آن نقش پدید ناپدید هستیم! دنبال آن نقشی هستیم که در ظاهر پدید است ولی در واقع ناپدید است! دنبال خیال هستیم! در عالم خیال زندگی می‌کنیم و تا زمانی که در عالم خیال هستیم دنبال سایه هستیم و دنبال آن نقش پدید ناپدید هستیم و «آه از آن نقش پدید ناپدید!» تا زمانی که در «عالم خیال» هستی و وارد «عالم عقل» نشده‌ای هم گرفتار «موش دزد» هستی و هم از آن «دزد لئیم» در امان نیستی و هم در بندِ آن «نقش پدیدِ ناپدید» هستی و دنبال سایه هستی و دنبال سایه‌ای می‌دوی!

در ابیات بعدی خواهیم خواند که من و تو عمری را به دنبال سایه‌ای می‌دویم و چندان همه عمر به دنبال سایه‌ها می‌دویم و به سوی سایه‌ها تیر می‌اندازیم که عمر تمام می‌شود و تیرهای در ترکش تمام شود و البته که سایه‌ مرغی که در بالا در پرواز است قابل شکار کردن نیست!

تو دایه‌ای نیاز داری!

باید وارَهی از خیال و از سایه و باید سایه یزدان را دایه خودت قرار بدهی.

چگونه می‌توانی از عالم خیال به دَر آیی و دنبال سایه نباشی و دیگر دنبال آن نقش پدید ناپدید نباشی؟؟ پاسخ را باید در ابیات بعدی جستجو کنی آنجا که فرمود:

 

سایه یزدان چو باشد دایه‌اش وارَهاند از خیال و سایه‌اش

 

باید از خیال و از سایه رها شوی و دایه‌ای می‌خواهی که سایه یزدان باشد و ابیات بعدی را با دقت بیشتری بخوان تا بدانی «سایه یزدان» اگر دایه‌ات شود هم او تو را از «خیال و سایه»  وارَهاند.

دیو اینجا به چه معناست؟

دیو در این شعر مولانا اشاره به چیست؟!

آیا دیو را برای شیاطین یا جنیان به کار برده است؟

آیا کسی که در خواب زیبارویی را می‌بیند و با او شهوت خودش را ارضاء می‌کند در واقع دیوی را در خواب دیده است و او را حور پنداشته است و تخم نسل را در شوره ریخته است؟

شخصی در خواب زیبا رویی چون حور می‌بیند و آب شهوت را که همان تخم نسل است در دیو و در شوره ریخته است و ناگاه پس از آب ریختن به خویش می‌آید و آن خیال از او می‌گریزد و از خواب بیدار می‌شود و برای او «ضعفِ سَر» و «پلیدیِ تَن» مانده است و آن نقشی که پدید می‌نمود ناپدید شده است و این داستان آیا به ما می‌گوید کسی که در خواب عشق بازی می‌کند ممکن است تحت نفوذ و تاثیر دیو یا جن باشد؟! آیا از این ابیات می‌توان اینگونه نتیجه گرفت؟؟

star_border star_border star_border